راز ایجاد تاب آوری

نویسندگان: راب کراس، کارن دیلون و دانا گرینبرگ

تاریخ انتشار: ۲۹ ژانویه ۲۰۲۱

منبع: HBR

چکیده

توانایی بازگشت به شرایط عادی پس از شکست‌ها، اغلب به عنوان تفاوت میان افراد موفق و ناموفق توصیف می‌شود. نشان داده شده است که تاب‌آوری بر رضایت شغلی و تعامل، و همچنین بهزیستی کلی تأثیر مثبت دارد و می‌تواند سطح افسردگی را کاهش دهد. اما تاب‌آوری تنها یک نوع سرسختی درونی و انفرادی نیست که به ما اجازه می‌دهد دوباره سرپا شویم. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تاب‌آوری به شدت توسط روابط و شبکه‌های قوی امکان‌پذیر می‌شود. ما می‌توانیم تاب‌آوری خود را از طریق طیف گسترده‌ای از تعاملات با افراد در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود پرورش دهیم و بسازیم. این تعاملات می‌توانند به ما کمک کنند تا بزرگی چالشی که با آن روبرو هستیم را تغییر دهیم. آن‌ها می‌توانند به شفاف‌سازی هدف معنادار در کاری که انجام می‌دهیم کمک کنند یا به ما یاری رسانند تا مسیری برای غلبه بر شکست ببینیم؛ این‌ها همان نوع تعاملاتی هستند که به ما انگیزه می‌دهند تا پایداری کنیم. آیا روابط شما به اندازه کافی گسترده و عمیق هستند که در هنگام برخورد با شکست‌ها از شما حمایت کنند؟ در اینجا تمرینی برای کمک به تفکر در این باره آورده شده است.

مقاله

یک متخصص بیهوشی که او را جیکوب می‌نامیم، شغل خود را قبلاً اینگونه توصیف می‌کرد: «۹۰٪ ملالت، ۱۰٪ وحشت». به جز چند مورد استثنا از جراحی‌های چالش‌برانگیز و مدیریت یک بخش با چند صد پزشک و پرستار، بیشتر اوقات نقش جیکوب روتین بود. اما این مربوط به قبل از همه‌گیری کووید-۱۹ بود. از آنجا که بیهوشی تخصصی نیست که بتواند به «پزشکی از راه دور» متوسل شود، جیکوب و تیمش پس از کووید هرروز وارد بیمارستانی می‌شدند که بیش از ظرفیتش بیمار داشت. او با ما در میان گذاشت: «به مدت دو ماه، شب‌ها نمی‌خوابیدم. من تیمم را با محافظت ناکافی به نبرد می‌فرستادم، در حالی که واقعاً نمی‌دانستم چند نفر از آن‌ها ممکن است بیمار شوند.» بار مسئولیت، هم برای تیمی که عمیقاً به آن اهمیت می‌داد و هم برای جان حجم عظیمی از بیمارانِ تحت تأثیر پاندمی، خردکننده بود. جیکوب که به طور معمول روزانه ۱۶ ساعت کار می‌کرد، مجبور بود تعیین کند که تیمش چگونه و چه زمانی در این شرایط سخت کار کنند. «شب‌ها و آخر هفته‌هایی بود که برخی [از همکاران] با من تماس می‌گرفتند و پشت تلفن گریه می‌کردند. بیایید واقع‌بین باشیم، آن‌ها برای جان خود می‌ترسیدند.» و جیکوب هم همین‌طور بود.

اما جیکوب در هم نشکست. او و تیمش در حالی که به کار خود در طول همه‌گیری ادامه می‌دادند، انسجام خود را حفظ کردند. پس چه چیزی به جیکوب اجازه داد تا این دوره از استرس فوق‌العاده را تحمل کند؟ تاب‌آوری.

توانایی بازگشت به شرایط عادی پس از شکست‌ها، اغلب به عنوان تفاوت میان افراد موفق و ناموفق توصیف می‌شود. نشان داده شده است که تاب‌آوری بر رضایت شغلی و تعامل، و همچنین بهزیستی کلی تأثیر مثبت دارد و می‌تواند سطح افسردگی را کاهش دهد. حتی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد تاب‌آوری می‌تواند به محافظت از ما در برابر بیماری‌های جسمی کمک کند. اما تفکر مرسوم فرض می‌کند که تاب‌آوری چیزی است که ما تنها زمانی که مورد آزمایش قرار می‌گیریم در درون خود می‌یابیم؛ نوعی «سرسختی» درونی و انفرادی که به کسانی از ما که قوی هستند اجازه می‌دهد دوباره سرپا شوند.

اما این لزوماً درست نیست. تحقیقات ما نشان می‌دهد که تاب‌آوری صرفاً یک ویژگی فردی نیست، بلکه به شدت توسط روابط و شبکه‌های قوی امکان‌پذیر می‌شود. ما می‌توانیم تاب‌آوری خود را از طریق طیف گسترده‌ای از تعاملات با افراد در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود پرورش دهیم و بسازیم. این تعاملات می‌توانند به ما کمک کنند تا فشارهای کاری را تغییر دهیم یا به عقب برانیم و بزرگی چالشی که با آن روبرو هستیم را تغییر دهیم. آن‌ها می‌توانند به شفاف‌سازی هدف معنادار در کاری که انجام می‌دهیم کمک کنند یا به ما یاری رسانند تا مسیری برای غلبه بر شکست ببینیم؛ این‌ها همان نوع تعاملاتی هستند که به ما انگیزه می‌دهند تا پایداری کنیم. افراد در سیستم‌های حمایتی ما می‌توانند همدلی ارائه دهند یا صرفاً به ما کمک کنند بخندیم و با تغییر دیدگاه و یادآوری اینکه در این مبارزه تنها نیستیم، تاب‌آوری ما را تقویت کنند. به طور خلاصه، تاب‌آوری چیزی نیست که لازم باشد در اعماق وجود خود پیدا کنیم: ما در واقع در فرآیند ارتباط با دیگران در چالش‌برانگیزترین زمان‌هایمان، تاب‌آورتر می‌شویم.

بر اساس مصاحبه‌های عمیق با ۱۵۰ رهبر (پنج مرد و پنج زن از ۱۵ سازمان مختلف که جزو «موفق‌ترین» رهبران آن‌ها محسوب می‌شدند)، ما تعریف کرده‌ایم که چگونه ارتباطات می‌توانند به ما کمک کنند تا هنگام مواجهه با چالش‌های بزرگ زندگی یا حرفه‌ای، تاب‌آورتر شویم. یک شبکه روابط توسعه‌یافته می‌تواند با روش‌های زیر به ما کمک کند تا از شکست‌ها بازگردیم:

  • کمک به ما در تغییر کار یا مدیریت افزایش ناگهانی بار کاری
  • کمک به ما برای درک افراد یا سیاست‌ها در یک موقعیت خاص
  • کمک به ما برای یافتن اعتماد به نفس جهت عقب راندن فشارها و دفاع از خود
  • کمک به ما برای دیدن یک مسیر پیش‌رو
  • ارائه حمایت همدلانه تا بتوانیم احساسات منفی را تخلیه کنیم
  • کمک به ما برای خندیدن به خودمان و موقعیت
  • یادآوری هدف یا معنا در کارمان
  • وسعت بخشیدن به ما به عنوان یک فرد، تا هنگام وقوع شکست‌ها دیدگاه خود را حفظ کنیم

همانطور که جیکوب (که در میان کسانی بود که با آن‌ها مصاحبه کردیم) در دوره‌ای که بدون شک سخت‌ترین دوره کل حرفه‌اش بود آموخت، تاب‌آوری یک ورزش تیمی است.

در حالی که مشخصاً بخشی از استقامت جیکوب ناشی از قدرت شخصی بود، بحث ما با او تعدادی از روش‌هایی را آشکار کرد که روابط، تاب‌آوری او را تقویت کردند. مجموعه‌ای از افراد مختلف در شبکه او به طور جمعی نقش مهمی در کمک به جیکوب برای عبور و بقا در این دوره خارق‌العاده ایفا کردند؛ هر کدام دیدگاه متفاوتی یا دست یاری‌رسانی را به نوعی ارائه دادند.

  • اول، رئیس او منبع دائمی ورودی و تأیید بود که اعتماد به نفس جیکوب را در مواجهه با چالش‌های بی‌سابقه پزشکی و رهبری تقویت می‌کرد. «او همیشه خود را در دسترس قرار می‌داد و این تعاملات به من کمک می‌کرد تا از نگرانی بی‌پایان در مورد تصمیمات مختلف دست بردارم.»
  • علاوه بر این، او از رابطه کاری قوی که با مدیر بخش دیگری داشت برای مدیریت مشترک افزایش ناگهانی حجم کار بهره برد. منابعی که او توانست از این همکار «قرض» بگیرد، او را قادر ساخت تا کارهای غیرضروری را رد کند و همچنین برای تأمین منابع، راهبندان‌های معمول بوروکراتیک را دور بزند. «در چند مقطع واقعاً مهم، این کمک کرد تا از پا در نیاییم.»
  • و یک رئیس دفتربسیار قوی وارد عمل شد و مالکیت چندین جریان کاری را که برای کمک به مقابله با کووید ایجاد شده بود، بر عهده گرفت. برای جیکوب، دانستن اینکه این فرد قابل اعتماد آن حوزه‌ها را در دست دارد «بارها استرس را از ۱۰ به ۸ رساند.» حتی مبادلات روزانه او با مدیر دفترش نقش مهمی ایفا کرد؛ او قادر بود راه‌هایی برای خندیدن با او حتی در زیر این فشار پیدا کند. جیکوب به یاد می‌آورد: «این طنز سیاه نبود، بلکه نظرات کنایه‌آمیز در مورد افراد یا موقعیت‌های دشوار بود که اوضاع را برای ما سبک می‌کرد و باعث می‌شد احساس کنیم در یک تیم هستیم.»
  • جیکوب همچنین خوش‌شانس بود که خانه‌اش پناهگاه مهمی برای او در این دوران بود. همسرش، که او نیز پیشینه پزشکی داشت، دریچه‌ای برای درد دل فراهم می‌کرد که هم همدلی و هم راه‌حل‌های ممکن را به همراه داشت.
  • فرزندانش حتی نقشی بازی کردند که او تا پس از بحران اولیه متوجه آن نشد: «آن‌ها به من افتخار می‌کردند. آن‌ها این را به من می‌گفتند، و این بهتر از هر چیز دیگری بود تا به من کمک کند کمربندم را محکم کنم و به پیشروی ادامه دهم.»

به طور خلاصه، جیکوب به ما نشان می‌دهد که تاب‌آوری نه فقط در داشتن شبکه‌ای از حامیان، بلکه در ارتباط واقعی با آن‌ها در زمانی که بیشتر از همه به آن‌ها نیاز دارید، یافت می‌شود. این در خودِ تعاملات واقعی است؛ گفتگوهایی که برنامه‌های شما را تأیید می‌کنند، دیدگاه شما را نسبت به یک موقعیت تغییر می‌دهند، به شما کمک می‌کنند بخندید و با دیگران خودِ واقعی‌تان باشید، یا فقط شما را تشویق می‌کنند که دوباره بلند شوید و تلاش کنید زیرا نبرد ارزشمندی است؛ اینجاست که ما تاب‌آور می‌شویم. بله، به همه ما گفته شده است که برای پیشبرد حرفه خود شبکه‌سازی کنیم، اما آنچه مهم است درک کنیم این است که اگر در حین پیشرفت در حرفه خود این روابط را به روش درست بسازیم، این روابط چقدر می‌توانند برای بهزیستی عاطفی روزمره ما حیاتی باشند. روابط ممکن است دست‌کم گرفته‌شده‌ترین منابع ما باشند.

اما چنین شبکه‌ای یک‌شبه محقق نخواهد شد. وقتی با افرادی صحبت می‌کنیم که تاب‌آوری استثنایی از خود نشان داده‌اند، روشن است که آن‌ها اغلب ارتباطات اصیلی را پرورش داده و حفظ کرده‌اند که از بخش‌های بسیاری از زندگی‌شان می‌آید؛ نه تنها از طریق کار، بلکه از طریق فعالیت‌های ورزشی، کارهای داوطلبانه، جوامع مدنی یا مذهبی، باشگاه‌های کتاب یا شام، جوامع والدینی که از طریق فرزندانشان ملاقات کرده‌اند و غیره. تعاملات در این حوزه‌ها «چندبعدی بودن»  حیاتی را فراهم می‌کنند، هویت آن‌ها را گسترش می‌دهند و دریچه نگاه آن‌ها را نسبت به زندگی‌شان باز می‌کنند. ما از طریق تعاملاتمان با دیگران تاب‌آورتر (یا کمتر تاب‌آور) می‌شویم.

آیا روابط شما به اندازه کافی گسترده و عمیق هستند که در هنگام برخورد با شکست‌ها از شما حمایت کنند؟ در اینجا تمرینی برای کمک به تفکر در این باره آورده شده است.

 گام ۱: نیازهای برتر تاب‌آوری خود را شناسایی کنید.

در زیر هشت منبع ارتباطی رایج تاب‌آوری آورده شده است، همان‌هایی که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم. تحقیقات ما نشان می‌دهد که این منابع برای همه به یک اندازه یا به طور جهانی مهم نیستند. به عنوان مثال، برخی افراد برای خنده ارزش قائل هستند، در حالی که برخی دیگر همدلی را ترجیح می‌دهند. به طور خلاصه، نیازهای تاب‌آوری ما شخصی هستند و توسط تاریخچه منحصر به فرد، شخصیت و زمینه حرفه‌ای/شخصی ما شکل می‌گیرند. اما به طور جمعی، روابطی که توسعه می‌دهیم جعبه ابزاری هستند که می‌توانیم در دشوارترین زمان‌هایمان به آن‌ها روی آوریم و برای کمک به پیمایش چالش‌های روزمره زندگی به آن‌ها تکیه کنیم.

با استفاده از چارچوب زیر، سه منبع برتر تاب‌آوری را که بیشتر دوست دارید در زندگی خود تقویت کنید، شناسایی نمایید. آن‌هایی را که برای کار کردن روی توسعه‌شان برای شما مهم‌تر هستند، یادداشت کنید.

منبع تاب‌آوریاین افراد به من کمک می‌کنند تا  (چه کسی این کار را برای من انجام می‌دهد؟
همدلیاحساسات و عواطف منفی خود را تخلیه کنم و بدانم که در مبارزه‌ام تنها نیستم.
خندیدنبه خودم و موقعیت بخندم.
تغییر دیدگاهمشکلاتم را از زاویه‌ای دیگر ببینم و به یاد بیاورم که چه چیزی واقعاً مهم است.
مدیریت موج کاریحجم کار را مدیریت کنم یا کارهایم را به دیگران بسپارم تا بتوانم روی چالش اصلی تمرکز کنم.
درک سیاست‌ها/افرادپویایی‌های پیچیده میان افراد یا سیاست‌های سازمانی را درک کنم.
اعتماد به نفسباور کنم که می‌توانم موفق شوم و شهامتِ ایستادگی در برابر دیگران را پیدا کنم.
دیدن مسیر پیش‌رویک برنامه عملیاتی  برای عبور از موانع تدوین کنم.
معنا و هدفدلیل اهمیت کارم و ارزشی که ایجاد می‌کنم را دوباره به یاد آورم.

 گام ۲: برای گسترش شبکه خود برنامه‌ریزی کنید.

با تامل بر سه نیاز برتر تاب‌آوری که مشخص کردید، نام افراد یا گروه‌هایی را که می‌توانید برای پرورش بیشتر منابع تاب‌آوری روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید، قرار دهید. ارتباطاتی که منجر به تاب‌آوری می‌شوند را می‌توان آگاهانه به دو روش پرورش داد. اول، ما می‌توانیم روابط موجود را گسترش دهیم؛ برای مثال، با کاوش در علایق غیرکاری با یک هم‌تیمی یا تقویت روابط دوجانبه سودمند با همکاران تأثیرگذار که به ما کمک می‌کنند فشارها را عقب برانیم. دوم، ما می‌توانیم تعامل با گروه‌ها یا افراد جدید را برای پرورش عناصر مهم تاب‌آوری آغاز کنیم؛ برای مثال گروه‌های معنوی که هدفمان را به ما یادآوری می‌کنند، یا گروه‌های هم‌سلیقه  که به ما اجازه می‌دهند بخندیم. گسترش شبکه به ما کمک می‌کند تا در زندگی‌مان چندبعدی بودن را توسعه دهیم؛ تنوع غنی از روابط و ارتباطاتی که به رشد ما کمک می‌کنند، می‌توانند دیدگاهی درباره مبارزاتمان ارائه دهند و می‌توانند حس هدف قوی‌تری به ما ببخشند.

این گروه‌ها ممکن است از هر قشری از زندگی باشند؛ فعالیت‌های ورزشی، انجمن‌های معنوی، کار در هیئت مدیره غیرانتفاعی، گروه‌های سازماندهی اجتماعی پیرامون مسائل اجتماعی، محیط زیستی یا سیاسی و غیره. مشارکت در گروه‌های غیرکاری (به ویژه کار در هیئت مدیره، اقدام اجتماعی و گروه‌های سازماندهی اجتماعی) به ما کمک می‌کند تا تاب‌آوری را در زندگی کاری خود نیز توسعه دهیم. قرار گرفتن در معرض گروه متنوعی از افراد به ما اجازه می‌دهد تا روش‌های متفاوتی از مدیریت، رهبری و رسیدگی به بحران‌ها را بیاموزیم و به ما کمک می‌کند تا مهارت‌های ارتباطی متفاوتی مانند مذاکره با ذینفعان گوناگون را توسعه دهیم. این همچنین به ما کمک می‌کند تا همدلی و دیدگاهی را پرورش دهیم که به کار خود بازمی‌گردانیم، و مزایای دیگر. به طور خلاصه، سرمایه‌گذاری معنادار در روابط غیرکاری، جعبه ابزاری را که فرد می‌تواند هنگام بروز شکست‌ها برای مدیریت آن‌ها به آن تکیه کند، گسترش می‌دهد.

یک بینش حیاتی از مصاحبه‌های ما این است که تکیه بر شبکه خود در زمان‌های گذار اهمیت بسیار زیادی دارد. وقتی افراد داستان‌هایی از گذارهای مهم؛ جابجایی‌ها، از دست دادن شغل، گسترش نقش، یا تغییرات خانوادگی را برای ما تعریف کردند، تمایل داشتند به یکی از دو گروه تقسیم شوند. یک گروه تمایل داشتند به درون گذار متمایل شوند  و برای عبور از ابهام و اضطرابی که تجربه می‌کردند به روابط موجود تکیه کنند. این گروه همچنین از گذار برای ارتباط با یک یا دو گروه جدید مانند گروه والدین شاغل، گروه تازه‌واردها، یا یک حلقه کوچینگ مبتنی بر کار استفاده می‌کردند. در مقابل، گروه دوم با این ذهنیت عمل می‌کردند که فقط باید گذار را جذب (تحمل) کنند و دایره روابط خود را بستند. آن‌ها احساس سراسیمگی می‌کردند و می‌گفتند زمانی که در آینده وقت داشته باشند به فعالیت‌ها روی خواهند آورد. در طی ۱۸ ماه بعدی، این گروه تبدیل به نسخه کوچکتری از خودشان شدند و اغلب از ارتباطاتی که برای زندگی‌شان بسیار مهم بود، دور شدند.

کووید یک گذار قابل توجه برای همه ما ایجاد کرده است. اهمیت ساخت و حفظ ارتباطات شما هرگز روشن‌تر از این نبوده است. برای اکثر ما، چالش‌ها و شکست‌هایی که در کار و زندگی در طول این همه‌گیری تجربه می‌کنیم، بی‌امان بوده‌اند. اما شما در این نبرد تنها نیستید. شما می‌توانید تاب‌آوری بسازید. با درک اهمیت حیاتی رشد، حفظ و بهره‌برداری از یک شبکه متنوع برای کمک به عبور از طوفان شروع کنید.

درباره نویسندگان

راب کراس (Rob Cross)

او استاد کرسی «ادوارد ای. مدن» در رشته رهبری جهانی در کالج بابسون و معاون ارشد تحقیقات در مؤسسه بهره‌وری شرکتی (i4cp) است. کراس نویسنده مشترک کتاب «اثر ریزاسترس: چگونه چیزهای کوچک روی هم جمع می‌شوند و چه باید کرد» (انتشارات هاروارد بیزینس ریویو، ۲۰۲۳) و نویسنده کتاب «فراتر از بار همکاری» (انتشارات هاروارد بیزینس ریویو، ۲۰۲۱) می‌باشد.

کارن دیلون (Karen Dillon)

دیلون سردبیر سابق مجله کسب‌وکار هاروارد (HBR) و نویسنده مشترک کتاب «اثر ریزاسترس» است. او همچنین نویسنده مشترک سه کتاب با کلیتون کریستنسن (Clayton Christensen) می‌باشد، از جمله کتاب پرفروش نیویورک‌تایمز با عنوان «چگونه زندگی خود را اندازه می‌گیرید؟».

دانا گرینبرگ (Danna Greenberg)

او استاد کرسی «والتر اچ. کارپنتر» در رشته مدیریت و سازمان‌ها در کالج بابسون است. آخرین کتاب او، «خوش‌بینی مادرانه: ساختن مسیرهای مثبت از طریق کار و مادری»، به بررسی سفر منحصر‌به‌فرد مادران شاغل برای ادغام مسیر شغلی و خانواده می‌پردازد.

حامی پژوهش

تحقیقات پشتوانه این مقاله توسط «مرکز منابع نوآوری برای منابع انسانی» (Innovation Resource Center for Human Resources – IRC4HR) حمایت شده است.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رتبه بندی :
امتیاز 5 از 5

مطالب مرتبط

مشاوره ثبت نام
پیام در واتس آپ