از درد مشترک به سوی بهبودی جمعی یک راهنمای کوچینگ برای درک و عبور از تروما

وقتی جامعه زخم می‌بیند، درد فقط فردی نیست؛ بلکه در روابط، امنیت و معنای زندگی طنین می‌اندازد. در چنین شرایطی، آگاهی نخستین گام بهبودی از تروما جمعی است. درک آنچه بر ما گذشته، به ما کمک می‌کند واکنش‌های خود را بهتر بشناسیم و مسیر التیام فردی و اجتماعی را آگاهانه‌تر آغاز کنیم.

کوچینگ تروما جمعی

تروما جمعی چیست؟

تروما جمعی به واکنش روانی و عصبی گروهی از انسان‌ها نسبت به یک رویداد یا دوره‌ تهدیدآمیز مشترک گفته می‌شود؛ تجربه‌ای که با احساس وحشت، ناتوانی و غرق‌شدگی همراه است.

اگرچه رویداد مشترک است، اما تأثیر آن بر افراد یکسان نیست و بسته به پیشینه، منابع حمایتی و احساس امنیت، واکنش‌ها متفاوت بروز می‌کنند.

·       تروما در برابر تروما جمعی

تروما به تجربه‌ای گفته می‌شود که فرد در آن احساس وحشت، درماندگی و غرق‌شدگی می‌کند و این تجربه بر سیستم عصبی، احساسات و رفتار او اثر می‌گذارد؛ اما تروما جمعی زمانی رخ می‌دهد که این تجربه تهدیدآمیز به‌صورت مشترک در یک گروه، جامعه یا نسل تجربه شود.

·       تروما از نگاه بدن، احساس و سیستم عصبی

تروما تجربه‌ای است که فرد در آن احساس وحشت، درماندگی و غرق‌شدگی می‌کند و این تجربه تنها در ذهن باقی نمی‌ماند، بلکه بر سیستم عصبی، احساسات، بدن و رفتار اثر می‌گذارد. در بستر تروما جمعی، این اثرات می‌توانند پایدار شده و شیوه‌ ارتباط، یادگیری و احساس امنیت را تغییر دهند.

به نقل از کتاب The Simple Guide to Collective Trauma

” A trauma recovery-focused culture is one where we recognise that we can’t make assumptions and we will never shame or blame anyone, because we don’t know what was going on for them.”

«فرهنگ متمرکز بر بهبود از تروما فرهنگی است که در آن می‌پذیریم نمی‌توانیم پیش‌فرض‌سازی کنیم و هرگز کسی را شرمنده یا مقصر نمی‌دانیم؛ چون از آنچه او تجربه کرده یا درگیرش بوده، آگاه نیستیم.»

طیف تروما؛ آیا همه تروماها شبیه هم هستند؟

تجربه‌های آسیب‌زا ازنظر شدت، تداوم و اثرگذاری یکسان نیستند. مفهوم «طیف تروما» به ما کمک می‌کند بدون ساده‌سازی افراطی، تفاوت واکنش انسان‌ها به رویدادهای آسیب‌زا را بهتر درک کنیم.

۱.     ترومای نوع I (حادثه منفرد)

ترومای نوع I به یک رویداد آسیب‌زای منفرد اشاره دارد؛ تجربه‌ای ناگهانی که فرد در آن احساس ترس، درماندگی و غرق‌شدگی می‌کند. اگر پس‌ازاین رویداد، فرد بتواند از حمایت عاطفی و احساس امنیت برخوردار شود، معمولاً امکان پردازش و بازگشت به تعادل روانی وجود دارد.

۲.     ترومای نوع II (تروما مکرر)

ترومای نوع II شامل تجربه‌های آسیب‌زای مکرر و تداوم‌دار در یک بازه زمانی است. در این حالت، سیستم عصبی فرصت بازگشت به احساس امنیت را پیدا نمی‌کند. در بستر تروما جمعی، این نوع تروما می‌تواند با احساس ناامنی مزمن، بی‌اعتمادی و فرسودگی عاطفی تشدید شود، به‌ویژه زمانی که حمایت کافی وجود نداشته باشد.

۳.     ترومای نوع III (تروما مزمن)

ترومای نوع III توصیف‌کننده‌ زندگی‌ است که مملو از تجربه‌های آسیب‌زای شدید، متعدد و متنوع بوده است. این نوع تروما معمولاً با تغییرات عمیق در هویت، روابط، تنظیم هیجانی و نگاه فرد به جهان همراه است و نیازمند رویکردی آگاهانه، تدریجی و بدون قضاوت برای بهبود است.

کوچینگ تروما جمعی

تأثیر موج‌وار تروما جمعی بر جامعه و روابط

تروما جمعی تنها افراد را تحت‌تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه مانند موجی در جامعه پخش می‌شود و احساس امنیت، اعتماد، روابط انسانی و کارکرد طبیعی اجتماعات را به‌طور عمیق دگرگون می‌کند.

·       شکاف در بافت اجتماعی: تأثیر بر اعتماد و همبستگی

وقتی تروما جمعی رخ می‌دهد، جامعه دچار بی‌اعتمادی، ترس و گسست می‌شود. افراد ممکن است بیش‌ازحد مراقب، منزوی یا بدبین شوند.

 این وضعیت می‌تواند هنجارهای اجتماعی، حس تعلق و همبستگی جمعی را تضعیف کند و شکاف‌هایی ایجاد کند که در صورت نبود آگاهی و حمایت، در نسل‌ها ادامه یابد.

·       فشار بر دوش روابط: از خانواده تا دوستی‌ها

تروما جمعی روابط را نیز تحت‌فشار قرار می‌دهد؛ زیرا افراد هم‌زمان با درد خود، با محدودیت عاطفی دیگران مواجه می‌شوند.

 افزایش تحریک‌پذیری، کناره‌گیری یا وابستگی شدید می‌تواند در خانواده‌ها، دوستی‌ها و روابط کاری دیده شود، به‌ویژه زمانی که احساس امنیت و تنظیم هیجانی مختل شده باشد.

کوچینگ تروما جمعی

پاسخ تهدید: چگونه تروما بر مغز و رفتار ما حکومت می‌کند؟

در تجربه تروما جمعی، مغز و بدن برای بقا فعال می‌شوند و پاسخ تهدید را در اولویت قرار می‌دهند؛ حالتی که می‌تواند بر تفکر، احساسات و رفتارهای روزمره فرد و جامعه اثر عمیق و پایدار بگذارد.

·       مغز در حالت بقا: تغییرات نورولوژیک

در تروما جمعی، مغز اغلب در حالت بقا باقی می‌ماند. بخش‌های مسئول تفکر منطقی و تصمیم‌گیری کاهش فعالیت پیدا می‌کنند، درحالی‌که آمیگدالا و سیستم هشدار بیش‌فعال می‌شود. این وضعیت باعث می‌شود فرد تهدید را حتی در موقعیت‌های امن نیز احساس کند و آرام‌سازی سیستم عصبی دشوار شود.

کودکی که در دوران همه‌گیری یا جنگ زندگی کرده، ممکن است حتی پس از بازگشت شرایط عادی، با صداهای بلند یا تغییرات کوچک دچار ترس شدید شود؛ زیرا مغز او هنوز در حالت هشدار باقی ‌مانده است.

·       رفتارهای بازمانده: هیپرویژیلانس، پرخاشگری و کناره‌گیری

وقتی پاسخ تهدید فعال می‌ماند، رفتارهای بازمانده بروز می‌کنند؛ رفتارهایی که برای بقا شکل گرفته‌اند، نه برای زندگی عادی. این واکنش‌ها می‌توانند در کودکان و بزرگسالان، روابط و عملکرد اجتماعی را تحت‌تأثیر قرار دهند.

نمونه‌ای از رفتارهای بازمانده

  • هیپرویژیلانس: فرد دائماً محیط را برای یافتن خطر اسکن می‌کند و به‌سختی آرام می‌شود، حتی در موقعیت‌های امن و آشنا.
  • پرخاشگری: خشم ناگهانی یا رفتارهای انفجاری که اغلب ریشه در ترس و احساس ناتوانی دارد، نه قصد آسیب‌رساندن.
  • کناره‌گیری: قطع ارتباط عاطفی، سکوت یا انزوا به‌عنوان راهی برای محافظت از خود در برابر درد بیشتر.

در یک خانواده پس از یک بحران جمعی، ممکن است یکی از اعضا زود عصبانی شود، دیگری منزوی گردد و فردی دیگر دائماً نگران خطرات آینده باشد؛ همه این‌ها واکنش‌های متفاوت یک سیستم عصبی در حالت بقا هستند.

کوچینگ تروما جمعی

آیا بهبودی از تروما جمعی ممکن است؟

بهبودی از تروما جمعی امکان‌پذیر است، هرچند افراد و جوامع ممکن است هرگز دقیقاً به حالت قبل بازنگردند؛ اما می‌توانند معنا، امید، ارتباط و مسیرهای تازه‌ای برای زندگی فردی و جمعی بیابند.

·       نقش اجتماع در التیام: «با هم رنج می‌بریم، با هم بهبود می‌یابیم»

تروما جمعی نباید به‌تنهایی پردازش شود. بهبودی زمانی عمیق‌تر رخ می‌دهد که افراد درد، سوگ و ترس خود را در بستر روابط امن و حمایتگر به اشتراک بگذارند.

 اجتماع می‌تواند معنا بسازد، هویت را تقویت کند و احساس تنهایی و ناتوانی را کاهش دهد. ارتباط انسانی، یکی از ستون‌های اصلی التیام پس از تروما جمعی است.

برای مثال، پس از یک بحران اجتماعی، گروه‌های گفت‌وگوی محلی یا جلسات حمایتی می‌توانند به افراد کمک کنند تجربه‌های خود را بیان کنند و بفهمند در احساساتشان تنها نیستند.

·       راهکارهای عملی برای تسهیل بهبودی از تروما جمعی

در کتاب ” راهنمای ساده برای تروما جمعی ” به‌جای وعده بهبودی سریع، بر اقدامات ساده، انسانی و قابل‌دسترس تأکید دارد. این راهکارها به افراد و جوامع کمک می‌کنند احساس کنترل، معنا و پیوند را دوباره تجربه کنند و مسیر بهبودی از تروما جمعی را به‌تدریج و واقع‌بینانه طی کنند.

  • ایجاد فضا برای تأمل و گفت‌وگو: پرسش‌های تأملی، گفت‌وگوهای امن و شنیده شدن بدون قضاوت به افراد کمک می‌کند تجربه تروما را معنا کنند و از انکار یا سرکوب احساسات فاصله بگیرند.
  • توجه به نیازهای پایه بدن و روان: خواب، تنفس، بازی، هنر و حس امنیت، ابزارهای ساده اما حیاتی برای تنظیم سیستم عصبی هستند و به بدن پیام می‌دهند که بقا جای خود را به زندگی داده است.
کوچینگ تروما جمعی

کلام پایانی

درنهایت، تروما جمعی تنها با آگاهی، رابطه و معنا التیام می‌یابد. وقتی امنیت، همدلی و ارتباط انسانی را در مرکز توجه قرار می‌دهیم، مسیر بهبودی از تروما جمعی هموارتر می‌شود و جوامع می‌توانند با وجود زخم‌ها، آینده‌ای تاب‌آورتر و انسانی‌تر بسازند.

این مقاله بر اساس محتوای کتاب ” The Simple Guide to Collective Trauma” نوشته شده است.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رتبه بندی :
امتیاز 5 از 5

مطالب مرتبط

مشاوره ثبت نام
پیام در واتس آپ