
نوشته: پل اینگرام
مجله Harward Business Review ۲۲ آوریل ۲۰۲۶
پل اینگرام، استاد مدرسه کسبوکار کلمبیا، در کتاب جدید خود با عنوان واقعاً به چه ارزشهایی پایبند هستید؟ (انتشارات هاروارد بیزینس ریویو، ۲۰۲۶)، از دههها تحقیق و چارچوب استفاده میکند تا به شما کمک کند ارزشهای خود را به روشنی بیان کنید، آنها را در کار و زندگی خود ادغام کنید، روابط قویتری بسازید و در تمام کارهایتان به نتایج بهتری دست یابید. در ادامه، گزیدهای ویرایششده از این کتاب را میخوانید.
کاپیتان مت فیلی، رهبر تدارکات نیروی دریایی ایالات متحده در تلاشهای گسترده برای رساندن کمکهای بشردوستانه و امدادی به مردم ژاپن پس از زلزله بزرگ شرق ژاپن در سال ۲۰۱۱ بود. هنگامی که این زلزله عظیم ۹.۰ ریشتری در ۱۱ مارس رخ داد، باعث ایجاد یک سونامی ویرانگر و یک بحران هستهای در نیروگاه فوکوشیما دایچی شد.
در اولین ساعات و روزهای پس از فاجعه، مت و دیگر رهبرانِ نزدیک به بحران، واکنش بشردوستانه فوری را آغاز کردند، تدارکات را جابجا کردند و برای تلاشی بسیار بزرگتر آماده شدند. تنها مدتی بعد، زمانی که مقیاس نیازها روشن شد و واشنگتن خود را با شرایط وفق داد، این ماموریتِ گستردهتر رسمی شد و «عملیات توموداچی» (Operation Tomodachi) نام گرفت که در زبان ژاپنی به معنای «دوست» است.
دو روز پس از شروع این تلاشها، مت به اقدامات نجاتبخش سازمان خود افتخار میکرد. اما در همان زمان، تماسی از یک دریاسالار دریافت کرد که او را در بهت فرو برد. دریاسالار به مت یادآوری کرد که طبق قوانین ایالات متحده، برای مشروعیت بخشیدن به صرف منابع دولتی که سازمانِ مت درگیر آن بود، به درخواست رسمی از سوی دولت ژاپن و تایید کنگره نیاز است. البته، در هرج و مرجِ بلافاصله پس از سونامی، این الزامات بوروکراتیک برآورده نشده بود.
مت با مهمترین تصمیم دورانِ چند دههایِ رهبری خود روبرو شد: اینکه آیا با وجود ریسک قانونی، به ارائه کمکهای نجاتبخش ادامه دهد یا خیر.
وقتی مت این داستان را در بازدید اخیرش از کلاس رهبری MBA من در کلمبیا تعریف کرد، دانشجویان پرسیدند که او چه تصمیمی گرفت و چگونه. مت کیف پولش را باز کرد و کارتی را به آنها نشان داد که همیشه همراه خود دارد و ارزشهای راهنمای او در آن فهرست شده است؛ ارزشهایی که شامل انسانیت، انصاف، خدمت و عشق میشود. او به دانشجویان گفت که با رجوع به این ارزشها، بلافاصله متوجه شد که باید به ارائه کمکها ادامه دهد.
نکته داستان مت این نیست که باید قوانین را زیر پا گذاشت، بلکه این است که ما باید ارزشهای خود را بشناسیم و از آنها پیروی کنیم. ارزشها به طور همزمان هم قطبنمایی هستند که ما را به سوی اهداف درست هدایت میکنند و هم موتوری که ما را به سمت آن اهداف به حرکت در میآورند. ارزشهای ما مسیر را نشانمان میدهند و برای دنبال کردن آن به ما انگیزه میبخشند. در دنیایی پر از تغییرات بیوقفه، هیاهو و عدم قطعیت، شفافسازی ارزشهای بنیادین و یادآوری آنها به خودمان، شاید مهمترین اقدامی باشد که میتوانیم انجام دهیم.
ارزشها چگونه به ما کمک میکنند
ارزشها چیزی بیش از چند کلمه هستند. آنها واقعی، کاربردی و قدرتمندند؛ چیزی که میتوانید هر روز از آن برای بهتر زندگی کردن، بهتر رهبری کردن و بهتر بودن استفاده کنید. ارزش واقعیِ ارزشها در همین است. آنها عمیقترین بخشهای وجودیِ ما هستند و زمانی که با نیتمندی از آنها استفاده میکنیم، میتوانند به بزرگترین منبع شفافیت، قدرت و هدف ما تبدیل شوند.
من با بیش از ۱۰۰۰۰ رهبر در سراسر جهان کار کردهام تا به آنها کمک کنم ارزشهای برتر خود را شناسایی کنند و از آنها برای تصمیمگیری، ایجاد روابط، یافتن انگیزه و حفظ اخلاقیات بهره ببرند.
دانستن کلمه درست برای یک ارزش، تفاوت واقعی ایجاد میکند. در حالی که بسیاری از ما درک شهودی از آنچه مهم است داریم، اختصاص دادن زمان برای شناسایی و بیان روشن این ارزشها از طریق یک فرآیند دقیقتر – به جای اینکه صرفاً به صورت انتزاعی به آنها فکر کنیم – میتواند قضاوت ما را دقیقتر کرده و توانایی ما را در رهبریِ خود و دیگران تقویت کند.
ارزشهای خود را انتخاب کنید
برای شناسایی مجموعهای از ارزشها جهت کار کردن با آنها، دو گزینه وجود دارد: بازاندیشی (Reflection) و نردبانسازی (Laddering).
بازاندیشی
بازاندیشی به معنای نگاهی به گذشته برای درک احساس ارزشهایتان در عمل است. ارزشها اصول ارزیابی هستند؛ آنها همان چیزی هستند که ما برای تعیین خوب، بد یا مهم بودن هر چیزی از آنها استفاده میکنیم. بنابراین، برای فعال کردن خاطرات مربوط به آنها در عمل، به تجربیات، افراد یا پروژههای بسیار خوب، بسیار بد یا بسیار مهم فکر کنید.
روشهای بازاندیشی متعددی وجود دارد که میتواند برای این منظور کارساز باشد. این روش را امتحان کنید: به یک تجربه بسیار منفی در محل کار فکر کنید، زمانی که آسیب دیدید یا عصبانی شدید. به آن اتفاق برگردید و جزئیات و احساسی که در آن زمان داشتید را به یاد بیاورید. اکنون، یک یا دو کلمه (تا حد امکان مختصر) بنویسید که توضیح دهد چرا آسیب دیدید یا عصبانی شدید، اما از منظر یک ویژگی مثبتی که در آن موقعیت وجود نداشت (فقدان یک ویژگی مثبت).
بنابراین، برای مثال، اگر آسیب دیدید چون کسی به شما دروغ گفته است، بنویسید «صداقت»، زیرا این صداقت بود که غایب بود. اگر موقعیت واقعاً منفی بوده باشد، بیش از یک چیز وجود نداشته است، پس چه چیز دیگری گم شده و غایب بود؟ این سوال را دو بار دیگر بپرسید و به آن پاسخ دهید.
سعی کنید چهار ارزش را یادداشت کنید.
حالا به سراغ یک بازاندیشی متفاوت میرویم. این بار به یک تجربه بسیار مثبت در محل کار فکر کنید، تجربهای که باعث شد احساس رضایت کامل داشته باشید. دوباره، خود را به آن زمان برگردانید، جزئیات را به خاطر بیاورید و در احساسات مثبتِ آن اتفاق غرق شوید. چه چیزی در آن تجربه وجود داشت که آن را برای شما تا این حد رضایتبخش کرد؟ چه چیز دیگری وجود داشت که آن را رضایتبخش میکرد؟ دیگر چه چیزی، و دیگر چه چیزی؟
باز هم، این بازاندیشی باید چهار ارزش ایجاد کرده باشد. اضافه کردن این موارد به خروجی بازاندیشی اول، تا هشت ارزش متمایز را به شما میدهد. (ممکن است کمتر از هشت مورد داشته باشید؛ اگر ارزش یکسانی در پاسخ به هر دو بازاندیشی ظاهر شد، مشکلی نیست.)
اگر احساس میکنید مجموعه ارزشهایی که از طریق بازاندیشی شناسایی کردهاید، مفاهیمی را نشان میدهند که برای شما مهم و معنادار هستند و اینکه آنها یک تقریب اولیه منطقی از ارزشهای برتر شما میباشند، میتوانید آنها را به مرحله بعدی، یعنی «صیقل دادن ارزشهای خود»، ببرید. اگر هنوز از این مجموعه راضی نیستید، یا اگر میخواهید با رویکرد دیگری برای شناسایی ارزشها آشنا شوید، تمرین «نردبانسازی» زیر را انجام دهید.
نردبانسازی
این یک روش ساختاریافته برای شناسایی ارزشهای بنیادین شما از طریق حرکت از انتخابهای ملموس به سمت معنای انتزاعی است. این روش که در دهه ۱۹۶۰ توسعه یافت و به طور گسترده در روانشناسی و تحقیقات مصرفکننده استفاده میشود، کمک میکند تا آنچه واقعاً برای شما مهم است را شفاف کنید.
فرآیند با یک نقطه شروع ساده آغاز میشود: مجموعهای متشکل از سه عنصر (یک «سهگانه») برگرفته از زندگی خود انتخاب کنید – مانند مشاغل، روابط، مکانها، یا حتی چیزی سرگرمکننده مانند غذاهای مورد علاقه. دستهبندیِ خاصِ آن مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که این موارد برای شما معنادار باشند.
در مرحله بعد بپرسید: چگونه دو مورد از اینها با مورد سوم تفاوت دارند؟ سپس تصمیم بگیرید که کدام را ترجیح میدهید و نکته بسیار مهم اینکه، بپرسید «چرا». از آنجا به بعد، از موارد خاص فاصله بگیرید و روی کیفیتِ زیربنایی که باعث ایجاد این ترجیح در شما شده است، تمرکز کنید.
این الگو را ادامه دهید – پرسیدنِ چرا و شناساییِ تضادها – تا زمانی که به نقطهای برسید که دیگر نتوان آن را به شکل معناداری تقلیل داد. آن نقطه پایان، یک ارزش بنیادین است. این فرآیند را در چندین سهگانه تکرار کنید تا مجموعهای از ارزشها، معمولاً بین سه تا هشت مورد، ایجاد شود. اینها نسخه عصارهگیری شده (چکیده) از چیزهایی هستند که بیشترین اهمیت را برای شما دارند.
ارزشهای خود را صیقل دهید
اکنون مجموعهای از سه تا هشت ارزش در اختیار دارید که از بازاندیشیها یا نردبانسازیها به دست آمدهاند. هر چیزی که شناسایی کردهاید، برای شما یک ارزش محسوب میشود. ما میخواهیم یک بررسی نهایی انجام دهیم تا ببینیم آیا میتوانیم هیچکدام از کلمات مجموعه شما را بهبود ببخشیم یا خیر.
فرض کنید یکی از ارزشهای به دست آمده از تمرین نردبانسازی شما «دستاورد» بوده است. فهرستی از مترادفهای کلمه دستاورد را مشخص کنید – یک چتبات هوش مصنوعی میتواند برای تولید این فهرست مفید باشد. با کلمهای که در بالای فهرست مترادفها قرار دارد شروع کنید – فرض کنید «تعالی» است – و از خود بپرسید: «اگر مجبور باشم بین دستاورد و تعالی یکی را انتخاب کنم، کدام را برمیگزینم؟» سپس برنده این رقابت را بردارید و آن را با کلمه بعدی در فهرست مقایسه کنید. این مقایسهها را تا زمانی ادامه دهید که مطمئن شوید بهترین کلمه را برای بیان ارزشهای خود پیدا کردهاید.
هدف، به دست آوردن فهرستی جامع و بینقص از تمام ارزشهایتان نیست؛ بلکه هدف تولید یک چکیده قدرتمند از ارزشهایی است که بیشترین اهمیت را برای شما دارند.
هنگامی که ارزشهای برتر خود را شناسایی کردید، آنها را در دسترس نگه دارید تا زمانی که به تقویت اعتماد به نفس، اخلاقیات یا انگیزه نیاز دارید، بتوانید آنها را به خودتان یادآوری کنید. بسیاری از رهبرانی که با آنها کار کردهام، فهرستی از ارزشهای خود را در تلفن همراهشان یا روی کارتی در کیف پول خود نگه میدارند.
درباره نویسنده
مانند مت فیلی، زمانی که رهبری و قضاوت شما مورد آزمایش قرار میگیرد، همیشه اطلاعات کامل یا زمانِ کافی در اختیار نخواهید داشت. اما شناختِ مهمترین ارزشهایتان، چیز قدرتمندتری به شما میدهد: درکی روشن از آنچه اهمیت دارد و اعتماد به نفس برای عمل کردن بر اساس آن. در دنیایی که به ندرت برای ما از سرعت خود میکاهد یا سادهتر میشود، این شفافیت ضروری و حیاتی است.
پل اینگرام استاد کسبوکار در مدرسه کسبوکار کلمبیا است. او در زمینه رهبری، طراحی سازمانی و استراتژی به شرکتهای مختلف در سراسر جهان مشاوره میدهد. او نویسنده کتاب «واقعاً به چه ارزشهایی پایبند هستید؟» از انتشارات هاروارد بیزینس ریویو (HBR Press) است.


