معنا دادن به زندگی در زمانه پرابهام

خوانشی مبتنی بر اندیشه‌های ویکتور فرانکل

مقدمه 

دوره‌هایی از زندگی وجود دارند که نه با یک نقطه‌ی عطف یا بحرانِ آنی، که با استمرارِ ابهام، تعلیقِ تصمیم‌ها و فرسایشِ تدریجیِ منابع روانی مشخص می‌شوند. وقتی قطعیت‌های بنیادین درباره‌ی آینده، امنیت، و پیوستگی اجتماعی زایل می‌شوند، پرسش بنیادین تغییر می‌کند: دیگر صرفاً «چگونه موفق شوم؟» مطرح نیست؛ بلکه «آیا زندگی هنوز برای زیستن ارزشِ معنا دارد؟» مطرح می‌شود. این پرسش، آشکارا یک پرسش روان‌شناختی و وجودی است و پیامدهای بالینی آن می‌تواند تا مرزِ فروپاشی روانی و فرسودگی مزمن پیش رود. در چنین متن و زمینه‌ای، بازخوانیِ آموزه‌های ویکتور فرانکل درباره‌ی معنا و مسئولیت وجودی اهمیت پیدا می‌کند

معنا دادن به زندگی در زمانه پرابهام

ابهام مزمن و پیامدهای روانی آن 

ابهام مزمن که به‌صورت عدم‌ثبات مداوم در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فردی تجربه می‌شود چند اثر روان‌شناختی مشخص دارد: فرسودگی هیجانی، کاهش ظرفیت تنظیم هیجان، ازهم‌گسیختگیِ معنا، و خستگیِ تصمیم‌گیری. از منظر بالینی، وقتی رنج به‌صورت پراکنده، مداوم و «بی‌نام» تجربه شود، بیم آن می‌رود که فرد به شبکه‌ی حمایتی اجتماعی کمتر اتکا کند، نشانه‌های افسردگی تشدید شود و دامنه‌ی تفکرات ایدئالیزه‌کننده‌ی سوءاستفاده از مواد یا حتی افکار خودکشی افزایش یابد. سازمان جهانی بهداشت (WHO) می‌گوید بحران‌های اجتماعیِ طولانی‌مدت می‌تواند آسیب‌پذیری‌های روانی را تشدید کند و نیاز به دسترسی به حمایت‌های سلامت روان را افزایش دهد.

ویکتور فرانکل این پدیده‌ی «پرت‌شدنِ معنا» را به‌خوبی پیش‌بینی کرده است. او توضیح می‌دهد که فقدان «معنای عمیق» باعث می‌شود افراد به انواعی از حواس‌پرتی‌ها و تخفیفِ علائم روانی روی آورند. این مکانیزمِ فرار کوتاه‌مدت، در بلندمدت راه‌حلی برای کاهش رنجِ وجودی نیست و می‌تواند به وخامتِ سلامت روان منجر شود.

فرانکل و مفهوم آزادیِ درونی در برابر محدودیتِ بیرونی 

فرانکل برخلاف برخی رویکردهای روان‌شناختی که بر تغییرِ محیط یا اصلاحِ شرایط تأکید می‌کنند، بر «آزادیِ درونی» تأکید می‌ورزد آزادی‌ای که حتی در محدودترین موقعیت‌ها باقی می‌ماند. مشهورترین گزاره‌ی او این است:

Everything can be taken from a man but one thing: the last of the human freedoms to choose one’s attitude in any given set of circumstances.» (Frankl, 1959/2006).  
می‌توان همه‌چیز را از انسان گرفت، مگر یک چیز: آخرین آزادیِ بشری، یعنی آزادیِ انتخابِ نگرش در هر شرایط و موقعیتی.

این گزاره نباید به‌عنوان دعوت به انکار رنج تلقی شود؛ بلکه به‌مثابه‌ی بازشناسیِ یک قلمروِ عملی (و اخلاقی) است که همیشه در دسترس فرد قرار دارد: انتخابِ نگرش.

این انتخابِ نگرش، در شرایطی که گزینه‌های بیرونی محدودند، می‌تواند تفاوت میان تداومِ عملکرد روانی و فروپاشی روانی را رقم زند. مطالعات روان‌پزشکی و روان‌شناختی نشان می‌دهد که داشتنِ معنا و یک چارچوبِ هویتیِ منسجم، همبستگیِ معناداری با کاهشِ فروپاشی روانی و پاسخ‌دهی بهتر به استرس‌های مزمن دارد.

معنا به‌عنوان مسئولیت وجودی

فرانکل معنا را صرفاً به‌عنوان یک کشف منفعل نمی‌دید؛ او آن را وظیفه‌ای فعال و اخلاقی برای فرد می‌دانست

»Life ultimately means taking the responsibility to find the right answer to its problems and to fulfill the tasks which it constantly sets for each individual.» (Frankl, 1959/2006).
زندگی در نهایت یعنی پذیرفتن مسئولیتِ یافتنِ پاسخ درست به مسائل آن، و برآوردنِ تکالیفی که زندگی به‌طور مداوم پیش پای هر فرد می‌گذارد.

معنابخشی، نه یک کشفِ ایستا، که فرایندی پیوسته و موقعیتی است: هر وضعیت جدید از ما مسئولیتِ متفاوتی می‌طلبد.

این پیش‌فرض برای بالینی‌سازیِ مداخلاتِ حمایتی مهم است: وقتی افراد در محیط‌های نامطمئن ظرفیتِ پاسخگوییِ خود را از دست می‌دهند، خطرِ رخدادهای تکوینیِ افکار و رفتارهای خودآسیب‌رسان افزایش می‌یابد. بنابراین تمرکز درمانی و روان‌اجتماعی لازم است به‌سمت تقویتِ منابعِ معنابخش، افزایشِ قابلیتِ تنظیم هیجانی و فراهم‌سازیِ امکاناتِ ارتباطی معنادار معطوف شود.

معنا دادن به زندگی در زمانه پرابهام

سه مسیرِ معنا از منظر فرانکل

فرانکل سه مسیر اصلی برای تجربه‌ی معنا معرفی می‌کند که هرکدام از آنها می‌تواند نقش حفاظتی در برابر در شرایط عدم قطعیت و آینده پرابهام داشته باشد.

آفرینش و کنش

انجامِ کارِ معنادار، خلقِ محصول یا مشارکت در فعالیتی که احساس اثرگذاری و عاملیت را تقویت می‌کند، برای سلامت روان حیاتی است. حتی عملِ روزمره‌ی کمک به دیگری یا انجامِ کاری که نشان‌دهنده‌ی شایستگی فرد است می‌تواند حسِ کنترلِ درونی و هدفمندی را بازسازی کند.

تجربه و ارتباط

معنا می‌تواند در قالب تجربه‌ی رابطه‌ای یا زیبایی‌شناختی آنگونه که فرانکل می‌گفت:

«The salvation of man is through love and in love.» (Frankl, 1959/2006)  
رستگاری انسان از طریق عشق و در عشق است.

متجلّی شود. تجربه‌ی محبت، دیده شدن و حضورِ کامل در یک لحظه، بارِ روانی را کاهش می‌دهد و پیوندهای اجتماعی را مستحکم می‌سازد..

معنا دادن به زندگی در زمانه پرابهام

تغییر نگرش در برابر رنجِ اجتناب‌ناپذیر

وقتی امکان تغییرِ بیرونی وجود ندارد، نحوه‌ی ایستادن انسان در برابر رنج تعیین‌کننده است. فرانکل استدلال می‌کند که رنج زمانی آسیب‌زا می‌شود که بی‌معنا بماند؛ اما اگر بارِ رنج در قالبی معنابخش قرار گیرد، تحمل‌پذیر و حتی تبدیل‌شونده به رشد فردی می‌شود. این نگرشِ فعال به رنج می‌تواند مانعِ تشدیدِ حالت‌های ناامیدی و افکار خودکشی گردد.

انتقادات و محدودیت‌های رویکرد معناگرا 

هرچند آموزه‌های فرانکل بنیادین و الهام‌بخش‌اند، باید محدودیت‌های آنها را نیز شناخت. معناگراییِ صرف ممکن است در مواردی که نیاز به مداخلات روان‌پزشکی یا تغییرات ساختاری عینی وجود دارد، ناکافی باشد. همچنین «بارِ مسئولیتِ پیدا کردن معنا» می‌تواند برای برخی افراد حامل فشار اضافی و احساس تقصیر شود؛ بنابراین رویکردهای بالینی باید همدلانه، موقعیتی و تلفیقی باشند ترکیبِ حمایتِ روان‌درمانی، مداخلات جامعه‌محور و، در صورت لزوم، مداخلات دارویی.

جمع‌بندی

در زمانه‌ای که قطعیت‌ها فروریخته‌اند، معنا دیگر یک انتخابِ فانتزی یا یک محصولِ فکری نیست؛ معنا به‌مثابه‌ی «لنگرِ روانی» عمل می‌کند ابزاری که از فروپاشی درونی جلوگیری می‌کند و زمینه‌ی حفظِ هویت انسانی را فراهم می‌آورد. ویکتور فرانکل یادآوری می‌کند که حتی در شرایطی که انتخاب‌های بیرونی محدودند، یک قلمروِ آزادِ انسانی باقی می‌ماند: انتخابِ نگرش، و پذیرش مسئولیتِ پاسخ دادن به «آنچه زندگی از ما می‌طلبد». اما در بسترِ فشارهای جمعی و افزایشِ ریسک‌های روان‌شناختی، پاسخِ مؤثر نیازمند تلفیقِ منابعِ فردیِ معنابخش با حمایت‌های بالینی و اجتماعی است تا از تبدیلِ ابهامِ مزمن به فروپاشی روانی و تشدیدِ افکار خودکشی جلوگیری شود.

منابع:

– “Everything can be taken from a man but one thing: the last of the human freedoms to choose one’s attitude in any given set of circumstances.” (Frankl, 1959/2006) 

– “When a person can’t find a deep sense of meaning, they distract themselves with pleasure.” (Frankl, 1959/2006) 

– “The salvation of man is through love and in love.” (Frankl, 1959/2006) 

– “Life ultimately means taking the responsibility to find the right answer to its problems and to fulfill the tasks which it constantly sets for each individual.” (Frankl, 1959/2006)

مراجع (English   selected, credible) 

– Frankl, V. E. (2006). Man’s Search for Meaning. Beacon Press. (Original work published 1959) 

– Frankl, V. E. (1988). The Will to Meaning: Foundations and Applications of Logotherapy. Meridian. 

– Wong, P. T. P. (Ed.). (2012). The Human Quest for Meaning. Routledge. 

– O’Connor, R. C., & Nock, M. K. (2014). The psychology of suicidal behaviour. Annual Review of Psychology, 65, 741–-??. (see: Annual Review of Psychology, 2014) 

– Joiner, T. (2005). Why People Die by Suicide. Harvard University Press. 

– World Health Organization (WHO). Suicide prevention: resources and data. (See WHO suicide prevention fact sheets and reports) 

– American Psychological Association. (2023). Resources on Meaning in Life and Mental Health. APA publications.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رتبه بندی :
امتیاز 5 از 5

مطالب مرتبط

مشاوره ثبت نام
پیام در واتس آپ