فرسودگی شغلی در سطوح مختلف سازمان نمودهای متفاوتی دارد.

مراقب این نشانه‌ها باشید.

فرسودگی شغلی یک مشکل فردی نیست بلمه یک مسئله‌ی طراحی سیستمی است که در سراسر نمودار سازمانی به شکل متفاوتی ظاهر می‌شود. کارمندان تازه‌کار بر اثر ابهام و فقدان کنترل دچار فرسودگی می‌شوند، مدیران بر اثر «مسئولیت بدون اختیار»، مدیران ارشد بر اثر تعارضات ارزشی و فشار اخلاقی، و بنیان‌گذاران بر اثر همذات‌پنداری بیش از حد با مأموریت خود. در تمام سطوح، ریشه‌ی اصلی نه صرفاً حجم کار، بلکه اولویت‌های نامشخص، انگیزه‌های ناهماهنگ و ساختارهای ضعیف تصمیم‌گیری است. راه‌حل‌های عمومی مانند آموزش تاب‌آوری هدف را اشتباه در نظر می‌گیرند؛ رهبران مؤثر با بازطراحی کار از فرسودگی شغلی جلوگیری می‌کنند. برای مقابله‌ی پیش‌دستانه با فرسودگی پیش از آنکه ریشه بدواند، رهبران باید بدانند که این پدیده چگونه می‌تواند ظاهر شود، چرا رخ می‌دهد، و برای کمک چه کاری می‌توانند انجام دهند.

***

فرسودگی شغلی در محیط کار اغلب چنان بحث می‌شود که گویی یک وضعیت واحد با یک راه‌حل واحد است: ساعات کاری کمتر، مرزهای بهتر، تاب‌آوری بیشتر. این چارچوببندی ناقص و گمراه‌کننده است.

فرسودگی شغلی بسته به اینکه فرد در کجای سازمان قرار دارد، در قبال چه چیزی پاسخگوست، و چقدر شفافیت، کنترل و هماهنگی اخلاقی دارد، اشکال متفاوتی به خود می‌گیرد.

در طول دو دهه‌ای که به عنوان مدیر ارشد منابع انسانی و مشاور شرکت‌ها و سازمان‌های غیرانتفاعی فعالیت کرده‌ام، و همچنین به عنوان نویسنده‌ی کتاب از فرسودگی تا روشنایی، این الگو را مکرراً دیده‌ام، به ویژه در دوره‌های رشد سریع، بحران، یا تحول. و فرسودگی شغلی برای هر کسی متفاوت به نظر می‌رسد. اما در میان کارمندان تازه‌کار، مدیران میانی، مدیران ارشد، بنیان‌گذاران و رهبران غیرانتفاعی، فرسودگی شغلی کمتر صرفاً تحت تأثیر حجم کار و بیشتر تحت تأثیر قدرت، نزدیکی به تصمیم‌گیری و قرار گرفتن در معرض تنش‌های حل‌نشده شکل می‌گیرد.

با گسترش انتظارات با بالارفتن از نردبان شغلی و محو شدن مرزها، تشخیص فرسودگی دشوارتر و نادیده گرفتن آن پرهزینه‌تر می‌شود. سوالاتی مانند «از کجا بفهمم دارم فرسوده می‌شوم؟» یا «از کجا بفهمم تیم من فرسوده شده؟» اغلب خیلی دیر مطرح می‌شوند. وقتی سازمان‌ها با فرسودگی به عنوان یک تجربه‌ی جهانی رفتار می‌کنند، به سراغ راه‌حل‌های کلی می‌روند و راهکارهای گسترده را برای مسائل عمیقاً خاص به کار می‌بندند.

فرسودگی شغلی به ندرت یک شکست فردی است. معمولاً یک شکست طراحی است. وقتی افراد توانا و متعهد خسته می‌شوند، مسئله تاب‌آوری نیست؛ مسئله کاری است که بدون توجه به محدودیت‌های انسانی طراحی شده و سیستم‌هایی که خاموشانه بیش‌کاری را پاداش می‌دهند. گردش کار ضعیف، فوریت دائمی ایجاد می‌کند. انگیزه‌های ناهماهنگ، فرسودگی را عادی می‌سازند. وقتی فرسودگی با وجود تلاش فردی ادامه می‌یابد، نشانه‌ی یک شکست در نحوه‌ی ساختاربندی قدرت، ریسک و پاداش است.

رهبرانی که می‌خواهند از فرسودگی جلوگیری کنند و نه اینکه صرفاً به آن واکنش نشان دهند باید درک کنند که این پدیده در مراحل مختلف مسئولیت و نفوذ چگونه بروز می‌کند. در اینجا یک چارچوب عملی برای رهبران ارائه شده است تا به طور پیش‌دستانه فرسودگی را در نقش‌های مختلف شناسایی کرده و منبع فشار را پیش از آنکه فرسودگی به نتیجه نهایی تبدیل شود، برطرف کنند.

اوایل مسیر شغلی: فرسودگی به عنوان بار اضافی نامرئی

چگونه می‌تواند ظاهر شود:

  • حدس زدن مداوم اینکه «خوب» بودن به چه معناست
  • صرف زمان بیشتر برای رمزگشایی از انتظارات به جای انجام کار
  • اضطراب در مورد جایگزین‌پذیر بودن
  • شرم خاموش از همراهی نکردن

چرا رخ می‌دهد

در کار من با حرفه‌ای‌های تازه‌کار  به ویژه در محیط‌های پرتحرک با انتظارات بالا فرسودگی اغلب کمتر به حجم کار و بیشتر به فقدان شفافیت همراه با کنترل کم مربوط است.

بسیاری از آنان وارد محیط‌های کاری ترکیبی یا از راه دور می‌شوند بدون اینکه راهنمایی روشنی درباره‌ی اینکه کار واقعاً چگونه انجام می‌شود داشته باشند: چه کسی تصمیم می‌گیرد، اولویت‌ها چگونه تعیین می‌شوند، یا ایده‌ها قبل از ارائه‌ی رسمی چگونه تکامل می‌یابند. یادگیری غیررسمی که زمانی از نزدیکی فیزیکی حاصل می‌شد، از بین رفته است. به جای آن: حدس و گمان. حرفه‌ای‌های تازه‌کار انرژی عظیمی را صرف رمزگشایی از قوانین نامرئی می‌کنند: چه سرعتی به اندازه کافی سریع است، چه کسی واقعاً اختیار دارد، و آیا درخواست شفافیت نشانه‌ی ابتکار است یا نالایق بودن.

کارمندان ارشدِ تازه‌کار، ناهماهنگی در سطح بالای سازمان را به عنوان ابهام نقش تجربه می‌کنند. هنگامی که منابع ورودی بیش از حد وجود داشته باشد، این کارمندان به انتظارات نامشخص با اختیار محدودی برای حلِ خواسته‌های متضاد واکنش نشان می‌دهند. تحقیقات به طور مداوم نشان می‌دهد که فقدان کنترل و انتظارات نامشخص، پیش‌بینی‌کننده‌های قوی‌تری برای فرسودگی نسبت به صرف تعداد ساعات کار هستند.

یک کارمند تازه‌کار یک بار به من گفت: «نصف روزم را صرف تلاش برای فهمیدن اینکه مدیرم واقعاً چه می‌خواهد می‌کنم و نصف دیگرش را صرف تلاش برای اینکه اشتباه نکنم.» او بی‌انگیزه نبود. او داشت کاری نامرئی انجام می‌داد – ردیابی لحن، زمان‌بندی و هنجارهای ناگفته – که به تدریج او را فرسوده می‌کرد.

در این مرحله، فرسودگی می‌تواند کمتر درباره‌ی خستگی و بیشتر درباره‌ی سرگشتگی باشد. کارمندان تازه‌کار ممکن است هنوز عملکرد خوبی داشته باشند، و دقیقاً به همین دلیل است که فرسودگی اغلب نادیده گرفته می‌شود. وقتی مردم نمی‌دانند «خوب» به چه شکل است، امن‌ترین گزینه این است که همه کار را انجام دهند.

رهبران برای کمک چه کاری می‌توانند انجام دهند:

  • اولویت‌های هفتگی را به سه مورد یا کمتر محدود کنید تا بار شناختی کاهش یابد و اجرا بهبود یابد.
  • جریان‌های کاری، حقوق تصمیم‌گیری و هنجارهای تیمی را صریح کنید.
  • نشان دهید که کارمندان اجازه دارند بدون ترس از تنبیه سوال بپرسند.
  • مدیرانی را منصوب کنید که ابهام را عادی می‌سازند (مثلاً «تغییر آشفته است و اشکالی ندارد.»)
  • مدیران: بازخورد روشن و بی‌درنگ بدهید – نه فقط ارزیابی‌های دوره‌ی بررسی عملکرد.

میانسالی شغلی و مدیران: فرسودگی به عنوان فشارِ فشرده

چگونه می‌تواند ظاهر شود:

  • جذب فشار از بالا در حالی که از تیم زیر دست محافظت می‌شود
  • کار در ساعات غیرکاری برای «جبران کردن»، جبران تصمیمات نامشخص
  • حمل احساسات تیم بدون حمایت ساختاری
  • عادی دانستن اضطراب یکشنبه شب

مدیران اغلب گزارش می‌دهند که حتی زمانی که بیش از همیشه کار می‌کنند، احساس می‌کنند دائماً عقب هستند.

چرا رخ می‌دهد

در میان مدیران میانی که من مربیگری کرده‌ام، فرسودگی اغلب از بیش‌کاری به اضافه‌بار تغییر می‌کند. این مرحله افزایش شدید مسئولیت را بدون افزایش متناظر در اختیار یا حمایت به همراه دارد، که در غیر این صورت به عنوان «مسئولیت بدون اختیار» شناخته می‌شود.

از مدیران انتظار می‌رود استراتژی را ترجمه کنند، در برابر فشار مقاومت کنند، تیم‌ها را تثبیت کنند و نتایج را تحویل دهند، اغلب با اختیار تصمیم‌گیری نامشخص و منابع محدود. آنها بین خواسته‌های متضاد قرار می‌گیرند: رهبران ارشد که خواستار نتایج هستند و تیم‌هایی که خواستار شفافیت، محافظت و حمایت هستند.

تعهد به برنامه‌ای که آن را درک نمی‌کنید یا به آن باور ندارید دشوار است. دفاع از تصمیماتی که منطق پشت آنها روشن نیست دشوارتر است. در این هنگام است که ناامیدی، بی‌اعتنایی و تسلیم خاموش شروع به نفوذ می‌کنند، که همگی نشانه‌های اولیه فرسودگی هستند.

بسیاری از حرفه‌ای‌ها صرفاً به دلیل ساعات کاری طولانی فرسوده نمی‌شوند. آنها با وارد شدن به سیستم در روزهای یکشنبه و نیمه‌متصل ماندن در شب، بداهه عمل می‌کنند، نه به دلیل بی‌علاقگی، بلکه برای به دست گرفتن دوباره کنترل در سیستم‌هایی که از تمرکز، شفافیت یا ظرفیت حمایت نمی‌کنند.

در سازمان‌هایی که انعطاف‌پذیری را بدون محدودیت تجلیل می‌کنند، کار از بین نمی‌رود؛ نشت می‌کند. انعطاف‌پذیری به در دسترس بودن دائمی تبدیل می‌شود. زمان شخصی به ظرفیت سرریز تبدیل می‌شود. کارمندان و مدیران میانی منظم به این دلیل فرسوده می‌شوند که در دسترس بودن به عنوان معیاری برای عملکرد عادی شده است.

در این مرحله، فرسودگی درباره‌ی فشار ساختاری است – خواسته‌های بیش از حد، اختیار بسیار کم، و جای مشخصی برای گذاشتن فشار وجود ندارد.

رهبران برای کمک چه کاری می‌توانند انجام دهند:

  • بار جلسات را کاهش دهید و حقوق تصمیم‌گیری را از سطح بالا روشن کنید.
  • زبان مشترکی ایجاد کنید که مصالحه‌ها و محدودیت‌های عملیاتی را مشروعیت ببخشد، مانند: «چه مشکلی را حل می‌کنیم؟» «این ممکن است از نظر عملیاتی کار نکند. چه محدودیت‌هایی را از قلم انداخته‌ایم؟» یا «”به اندازه کافی خوب” در اینجا به چه شکل است؟»
  • بررسی‌های منظم با تیم‌های فردی و رهبری انجام دهید، بر موانع و شکاف‌های منابع متمرکز باشد، نه فقط به‌روزرسانی وضعیت.
  • هنجارهای صریح تیمی را در مورد ارتباطات خارج از ساعات کاری و انتظارات پاسخگویی تعیین کنید.

مدیران به انگیزه‌ی بیشتری نیاز ندارند. آنها به رهایی از بار غیرضروری نیاز دارند.

مدیران ارشد: فرسودگی به عنوان آسیب اخلاقی

چگونه می‌تواند ظاهر شود:

  • هوشیاری مزمن، قرار گرفتن مداوم در معرض، و خستگی تصمیم‌گیری
  • انزوا در رأس هرم
  • تعارض ارزشی که به عنوان «استراتژی» پنهان شده است
  • احساس حمل عواقب به تنهایی

مدیران ارشد ممکن است آرام به نظر برسند در حالی که در خلوت خود احساس فرسودگی، بی‌ارتباطی یا تعارض دارند.

چرا رخ می‌دهد

آنچه در سطح اوایل مسیر شغلی به عنوان بی‌علاقگی به نظر می‌رسد، اغلب در سطح ارشد به عنوان خستگی اخلاقی ظاهر می‌شود.

از درون تیم‌های مدیریت ارشد و در کار مشاوره‌ای من با رهبرانی که اخراج‌ها، بازسازی‌ها و رشد سریع را مدیریت می‌کنند، دیده‌ام که فرسودگی شکل متفاوتی به خود می‌گیرد. این فرسودگی به باری اخلاقی تبدیل می‌شود که با تصمیماتی سنجیده می‌شود بر معیشت مردم و آینده‌ی سازمان تأثیر می‌گذارد. وقتی از رهبران مکرراً خواسته می‌شود به روش‌هایی عمل کنند که با ارزش‌هایشان در تضاد است، فرسودگی دیگر درباره‌ی استرس نیست، بلکه درباره‌ی تمامیت است.

در کتاب از فرسودگی تا روشنایی، من این را نقطه‌ای توصیف می‌کنم که فرسودگی به آسیب اخلاقی تبدیل می‌شود. تحقیقات جاناتان شِی، که آسیب اخلاقی را در میان کهنه‌سربازان جنگی مطالعه کرد، نشان می‌دهد که تعارض ارزشی طولانی‌مدت می‌تواند به بی‌اعتنایی، بدبینی و خستگی عاطفی منجر شود، حتی زمانی که عملکرد بالا باقی می‌ماند.

تحقیقات محیط کار الگوهای مشابهی را نشان می‌دهد: تعارض نقش مداوم و ناهماهنگی ارزشی با استرس بالاتر، مشارکت کمتر و افزایش خطر خستگی عاطفی و بدبینی مرتبط است.

رهبران برای کمک چه کاری می‌توانند انجام دهند:

  • انجمن‌های همتا مورد اعتماد برای حس‌سازی محرمانه ایجاد کنید – هم در داخل سازمان (مثلاً جلسات تیم اجرایی) و هم در خارج (مثلاً میزگردهای مدیران عامل، کوچینگ، یا فضاهای مشورتی پشتیبانی شده توسط هیئت مدیره).
  • ضرباهنگ و حیطه‌ی تصمیم‌گیری روشنی تعیین کنید تا مدیران ارشد به طور مکرر به سمت تصمیمات واکنشی با اهرم کم کشیده نشوند.
  • زبانی را مدل کنید که محدودیت‌ها و مصالحه‌ها را روشن می‌سازد (مثلاً «با توجه به منابع فعلی ما، باید X را بر Y اولویت دهیم»).
  • زمان بازتاب ساختاریافته را در تصمیمات مهم – به ویژه آنهایی که تأثیر بالا یا غیرقابل برگشت هستند – پیش از انجام تعهدات نهایی، بگنجانید.

ما نمی‌توانیم فرهنگ‌های مراقبت را بدون اینکه خودمان مراقبت را تمرین کنیم، بسازیم. این کار با سرعت آغاز می‌شود. نه سرعت تند، بلکه ریتم: اینکه تصمیمات هر چند وقت یک بار گرفته می‌شوند، فشار چگونه جذب می‌شود، و رهبران کجا پیش از حرکت به جلو برای تأمل توقف می‌کنند.

مدیران ارشد به تحمل بیشتر در برابر فشار نیاز ندارند. آنها به مکان‌هایی نیاز دارند که صداقت در آنجا ایمن باشد.

بنیان‌گذاران و رهبران غیرانتفاعی: فرسودگی به عنوان فروپاشی هویت

چگونه می‌تواند ظاهر شود:

  • ناتوانی در استراحت بدون احساس گناه
  • ارزش شخصی وابسته به بقای سازمان
  • ماندن در حالت بحران مزمن
  • ترس از عقب نشینی

برای بنیان‌گذاران و رهبران غیرانتفاعی، فرسودگی اغلب هم ساختاری (یعنی کمبود منابع، فشار تأمین مالی) و هم وجودی (احساس مسئولیت یگانه برای مأموریت) احساس می‌شود.

چرا رخ می‌دهد

در میان بنیان‌گذاران  به ویژه آنهایی که سازمان‌های سرمایه‌گذاری‌شده، غیرانتفاعی یا مأموریت‌محور را رهبری می‌کنند  فرسودگی اغلب زمانی ظاهر می‌شود که مأموریت و هویت در یکدیگر ادغام می‌شوند. کار از چیزی که آن‌ها رهبری می‌کنند به چیزی که آن‌ها هستند تبدیل می‌شود.

کمبود منابع این پویایی را تشدید می‌کند. تأمین مالی محدود، فوریت اخلاقی و مصالحه‌های دائمی، هزینه‌ی عاطفی هر تصمیمی را افزایش می‌دهد. وقتی عقب نشینی باید مانند بازیابی احساس شود، می‌تواند مانند رها کردن احساس شود.

من این را مکرراً در کارم با تیم‌های غیرانتفاعی دیده‌ام – مدیران اجرایی، روسای برنامه‌ها، مشارکت‌کنندگان فردی و بنیان‌گذاران – که معتقدند نمی‌توانند بدون اینکه دیگران را ناامید کنند، آهسته تر حرکت کنند. همانطور که یک رهبر به من گفت: «اگر استراحت کنم، نگرانم که کسی مأموریت را ادامه ندهد.»

تحقیقات در مورد فرسودگی بنیان‌گذاران نشان می‌دهد که همذات‌پنداری بیش از حد با سازمان با خستگی عاطفی، اختلال در تصمیم‌گیری و کاهش وضوح استراتژیک مرتبط است. الگوهای مشابهی در میان رهبران غیرانتفاعی ظاهر می‌شود، جایی که فرسودگی می‌تواند بر افراد تأثیر بگذارد و نهادها را بی‌ثبات کند. هنگامی که رهبران از کار قابل تشخیص نباشند، استراحت می‌تواند به جای آن مانند خیانت احساس شود.

چه چیزی کمک می‌کند:

  • نمودار سازمانی را طوری طراحی کنید که مأموریت به گسترش بیش از حد فردی وابسته نباشد.
  • فهرست‌های منظم و صریح «کارهایی که باید متوقف شوند» ایجاد کنید تا مشغولیت نمادین کاهش یابد و تمرکز محافظت شود.
  • ساختارهای حاکمیتی و مشورتی بسازید که بنیان‌گذار را به چالش بکشند نه اینکه او را تقویت کنند.

پایداری ایجاب می‌کند که رهبران چیزی فراتر از کاری که رهبری می‌کنند باشند.

فرسودگی شغلی یک مسئله‌ی طراحی است

در همه نقش‌ها، فرسودگی به ندرت به صورت مجزا با مزایای سلامتی، کارگاه‌های تاب‌آوری یا ترفندهای بهره‌وری حل می‌شود. این رویکردها مسئولیت را به دوش افراد می‌اندازند در حالی که محرک‌های اصلی فرسودگی را دست نخورده باقی می‌گذارند: نحوه‌ی طراحی کار، نحوه‌ی تصمیم‌گیری، و نحوه‌ی تشخیص یا اجتناب از تنش.

در سراسر نمودار سازمانی، پاسخ‌های مؤثر به فرسودگی در دو دسته قرار می‌گیرند:

رراه‌حل‌های طراحی سیستم

  • اولویت‌های فعال را در هر زمان به سه مورد یا کمتر محدود کنید.
  • حقوق تصمیم‌گیری صریح را تعریف کنید (چه کسی تصمیم می‌گیرد، چه کسی ورودی می‌دهد، چه کسی اجرا می‌کند).
  • چرخه‌های بازخورد سالانه را با اصلاح مسیر در زمان واقعی جایگزین کنید.
  • بازیابی را در ضرباهنگ عملیاتی بگنجانید (مثلاً بلوک‌های بدون جلسه، کاهش فشار پس از راه‌اندازی، ضرباهنگ تصمیم‌گیری).

راه‌حل‌های ساختاری و انگیزشی

  • پاداش دادن به گسترش بیش از حد آشکار به عنوان معیاری برای تعهد را متوقف کنید.
  • مرزهای نقش را روشن کنید تا کار نامرئی و تشدید خاموش کاهش یابد.
  • کار عاطفی – آن کار اغلب نامرئی مدیریت لحن، روحیه، تعارض و اضطراب ذی‌نفعان – را بازتوزیع کنید تا به طور نامتناسب بر دوش چند فرد نیفتد.

اغلب، رادیکال‌ترین حرکت، یک استراتژی جدید نیست. این است که سوالات بهتری را به اندازه کافی زود بپرسیم تا مسیر را تغییر دهیم، مانند:

  • چه چیزی بیش از آنکه تأثیرش توجیه کند، انرژی مصرف می‌کند؟
  • کدام تصمیم مدام به تعویق می‌افتد، و چه کسی اختیار گرفتن آن را دارد؟
  • کجا در دسترس بودن جایگزین عملکرد شده است؟
  • چه کاری را از روی عادت ادامه می‌دهیم نه ضرورت؟
  • چه کاری را می‌توانیم متوقف، حذف یا بازطراحی کنیم تا تسکین ایجاد کنیم؟

اگر پاسخ‌ها را دوست ندارید، استقامت بیشتری طلب نکنید. کار را بازطراحی کنید.

درباره نویسنده

دیزی آگِر-دومینگوئز مدیر ارشد منابع انسانی جهانی در یک شرکت فناوری مالی و نویسنده‌ی کتاب‌های از فرسودگی تا روشنایی و انقلاب شمول است. او با دو دهه سابقه‌ی رهبری استراتژی منابع انسانی در گوگل، دیزنی، مودیز و وایس مدیا، به تیم‌های اجرایی و هیئت‌های مدیره در مورد ایجاد فرهنگ‌هایی که در مقیاس بالا عملکرد خوبی دارند بدون اینکه در این فرآیند دچار فرسودگی شوند، مشاوره می‌دهد. او به عنوان سخنران تدکس و مشارکت‌کننده‌ی فوربز، به رهبران کمک می‌کند تا پیچیدگی را مدیریت کنند و آنچه را که در پیش است رهبری کنند، نه آنچه آنان را فرسوده می‌کند.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رتبه بندی :
امتیاز 5 از 5

مطالب مرتبط

مشاوره ثبت نام
پیام در واتس آپ